و در زاگرس، روز نه فقط روز، که رواقِ روشنِ کوهستان، صیقلِ آیینهی آسمان، و گلدستهی زرینِ آفتاب است. پرتوِ هزاررنگِ خورشید، بر شانهی صخرهها می تابد و سایهی خنکِ درختان، در آغوشِ درهها میآساید. روزِ کوهستان، روزِ شکوهِ بیکران است؛ روزِ مکاشفهی درختان، مناجاتِ چشمهساران، و هجرتِ باد از ستیغ به دامانِ دشت. نه شتابی، نه اضطرابی، نه فریبی، نه حجابی. تنها نور است و نور، که همچون اذانِ سحرگاهی، در دامنهها جاری است.
برچسب:
نویسنده: سپیده شاکری