شریعتی گفت: شبِ کویر، شبِ بیداریست. و من میگویم: شبِ کوه، شبِ بعثت است؛ بعثتِ درونی، برخاستن از خاک، بالیدن در باد، اوج گرفتن تا بلندای آگاهی. اینجا شب، پایان کار نیست، آغاز است؛ نه خوابگاه جسم، که معراجِ روح است. شبِ کوه خاموش است و خموشنواز، نه چراغ دارد، نه فریاد، نه آواز. اما در این خاموشی، غوغاییست… غوغای نَفَسهای هستی، غوغای خلوتِ راز، غوغای روح های طغیانگر. اینجا شب، سایه نیست، سلوک است؛ نه سیاهیِ هراس، که صیقلِ احساس.
برچسب:
نویسنده: سپیده شاکری