آنچه در کوهستان بال میگشاید، روح است و راز. آن روح نه خیال سبکبال قاصدک، که پرواز ژرفاندیش عقاب است. در کوه، نه سایهبان هست و نه آسایش، اما بلنداست و بلندای آن، پناه روح است. کوه دیوار نیست که در چهاردیواری ملال زمین محبوست کند، کوه نردبان است برای همنشینی با آسمان. کوه، سنگ است و سکوتی که سخن میگوید. درههایش حدیثاند، قلههایش خطبه و بادش مرثیهای بیکلام برای جانهای خسته و روحهای عصیانگر.
برچسب:
نویسنده: سپیده شاکری